در حال ویرایش
شباب شوشترى
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
هشدار:
شما وارد نشدهاید. نشانی آیپی شما برای عموم قابل مشاهده خواهد بود اگر هر تغییری ایجاد کنید. اگر
وارد شوید
یا
یک حساب کاربری بسازید
، ویرایشهایتان به نام کاربریتان نسبت داده خواهد شد، همراه با مزایای دیگر.
بررسی ضدهرزنگاری. این قسمت را پر
نکنید
!
پیشرفته
نویسههای ویژه
راهنما
عنوان
سطح ۲
سطح ۳
سطح ۴
سطح ۵
قالب
افزودن
لاتین
لاتین گسترشیافته
آوانگاری بینالمللی
نمادها
یونانی
یونانی قدیمی
سیریلیک
عربی
عربی گسترشیافته
عبری
بنگالی
تامیلی
تالوگو
سینهالی
دیواناگرى
گجراتی
تایلندی
لائو
خمر
بومی کانادا
رونی
Á
á
À
à
Â
â
Ä
ä
Ã
ã
Ǎ
ǎ
Ā
ā
Ă
ă
Ą
ą
Å
å
Ć
ć
Ĉ
ĉ
Ç
ç
Č
č
Ċ
ċ
Đ
đ
Ď
ď
É
é
È
è
Ê
ê
Ë
ë
Ě
ě
Ē
ē
Ĕ
ĕ
Ė
ė
Ę
ę
Ĝ
ĝ
Ģ
ģ
Ğ
ğ
Ġ
ġ
Ĥ
ĥ
Ħ
ħ
Í
í
Ì
ì
Î
î
Ï
ï
Ĩ
ĩ
Ǐ
ǐ
Ī
ī
Ĭ
ĭ
İ
ı
Į
į
Ĵ
ĵ
Ķ
ķ
Ĺ
ĺ
Ļ
ļ
Ľ
ľ
Ł
ł
Ń
ń
Ñ
ñ
Ņ
ņ
Ň
ň
Ó
ó
Ò
ò
Ô
ô
Ö
ö
Õ
õ
Ǒ
ǒ
Ō
ō
Ŏ
ŏ
Ǫ
ǫ
Ő
ő
Ŕ
ŕ
Ŗ
ŗ
Ř
ř
Ś
ś
Ŝ
ŝ
Ş
ş
Š
š
Ș
ș
Ț
ț
Ť
ť
Ú
ú
Ù
ù
Û
û
Ü
ü
Ũ
ũ
Ů
ů
Ǔ
ǔ
Ū
ū
ǖ
ǘ
ǚ
ǜ
Ŭ
ŭ
Ų
ų
Ű
ű
Ŵ
ŵ
Ý
ý
Ŷ
ŷ
Ÿ
ÿ
Ȳ
ȳ
Ź
ź
Ž
ž
Ż
ż
Æ
æ
Ǣ
ǣ
Ø
ø
Œ
œ
ß
Ð
ð
Þ
þ
Ə
ə
قالببندی
پیوندها
عنوانها
فهرستها
پروندهها
منابع
بحث
توضیح
آن چه مینویسید
آن چه به دست میآورید
مورب
''متن مورب''
متن مورب
پررنگ
'''متن پررنگ'''
متن پررنگ
پررنگ و مورب
'''''متن پررنگ و مورب'''''
متن پررنگ و مورب
'''شباب شوشتری''' (۱۲۵۰ ه. ق-۱۳۲۴ ه. ق) از شاعران ایرانی است.{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده | نام =شباب شوشتری | تصویر = | اندازه تصویر = | توضیح تصویر = | نام اصلی =محمدعلی عباس شباب شوشتری | زمینه فعالیت =شعر | ملیت =ایرانی | تاریخ تولد =۱۲۵۰ ه. ق | محل تولد =شوشتر | والدین = | تاریخ مرگ =۱۳۲۴ ه. ق | محل مرگ = | علت مرگ = | محل زندگی =شوشتر | مختصات محل زندگی = | مدفن = |در زمان حکومت = |اتفاقات مهم = | نام دیگر = |لقب =ملا عباس |بنیانگذار = | پیشه = | سالهای نویسندگی = |سبک نوشتاری =خراسانى و عراقی |کتابها = |مقالهها = |نمایشنامهها = |فیلمنامهها = |دیوان اشعار = |تخلص = شباب |فیلم(های) ساخته بر اساس اثر(ها)= | همسر = | شریک زندگی = | فرزندان = |تحصیلات = |دانشگاه = |حوزه = |شاگرد = |استاد = |علت شهرت = | تأثیرگذاشته بر = | تأثیرپذیرفته از = | وبگاه = |گفتاورد = |امضا = }} ==زندگینامه== محمدعلی عباس شباب شوشتری متخلص به «شباب»، با ملاّ فتحاللّه<ref>وفائى.</ref> [[وفائى شوشترى|شوشترى]]<ref>متوفاى ۱۳۰۳ ه. ق</ref> معاصر و معاشر بودهاست و نامش را ملاّ عباس و تخلّص شعرىاش را «شباب» ذکر کردهاند.<ref>فرهنگ سخنوران، دکتر ع. خیّامپور، تبریز، سال ۱۳۴۰، ص ۲۹۲.</ref> او از دوران جوانى و کودکی به گفتن شعر مسلّط بوده؛ به طورى که در مقدّمه [http://opac.nlai.ir/opac-prod/search/briefListSearch.do?command=FULL_VIEW&id=805153&pageStatus=1&sortKeyValue1=sortkey_title&sortKeyValue2=sortkey_author دیوان] او<ref>چاپ بمبئى<br /></ref> نوشتهشده: «شاعرى جوان مؤدب و بىآلایش، دانشمند و به تمام فنون شعر آگاه بودهاست. اجداد او تماما از تجار و بازرگانان شوشتر محسوب مىشدند ولى خود او به شغل عطّارى مشغول بودهاست. ..» <ref>دیوان وفایى (ملاّ فتحاللّه شوشترى) به انضمام چند قصیده از شباب شوشترى، چاپ اول (انتشارات حقبین، قم، ۱۳۷۰)، ص ۱۳۵.</ref> ==آثار== از آثار معدودى که از او در دسترس ما قرار دارد مىتوان احاطهاش را به فنون شعرى و دقایق کلامى دریافت. شباب در قصیده از سبک متقدمین پیروى مىکرد و از سبک خراسانى سود مىجست و در دیگر انواع قالبهاى شعرى در سبک عراقى اشعاری سرودهاست. شباب شوشترى نیز همانند [[وفائى شوشترى|وفایى شوشترى]] از شعراى برجسته زمان خود بوده و آثار مناقبى و ماتمى او در زادگاهش شوشتر و شهرهاى مجاور با آن بازتاب داشتهاست. اشعار و قصاید او طولانى و با مضامین عرفانى و اکثرا درباره [[اهل بیت|اهل بیت(ع)]] و مدح بزرگان زمانه اوست. ==اشعار== ===منتخبى از شش بند [[عاشورا|عاشورایى]]=== {{شعر}} {{ب| بستند چون ز ماریه، بار از پىِ رحیل | آن کاروان بىکس و بىزاد و بىدلیل }} {{ب| یک دودمان به سلسله زاده زیاد | از خاندان احمد و از نخبۀ خلیل }} {{ب| فوجى جگر گداخته، در قید غم دچار | جمعى ستاره سوخته، در چنگ کین ذلیل }} {{ب| اینان به قید سلسله، عدوان به هلهله | وینان به شور و ولوله، دشمن به قال و قیل }} {{ب| آن یک، به نیمهره شده از خستگى ستوه | و آن یک، به ظالمى شده از تشنگى دخیل}} {{ب| پایى ز ره پر آبله، دستى حجابِ رو | چشمى ز خون چو دجله و جسمى ز غم علیل }} {{ب| نیلى ز ضرب سیلى و، آبى ز قحط آب | رویش که رشگ، مه لبش آشوب سلسبیل }} {{ب| بخت سیه، معاون و لخت جگر، غذا | همراه با مصیبت و، دمساز با عزا }} {{پایان شعر}}{{شعر}} {{ب| [[زینب]] چو پاره پاره به خون دید قامتى | بنشست و خاست ز آه و فغانش قیامتى }} {{ب| بر حنجرش نهاد رخ، آن گه به ناله گفت: | وقت است اگر ز خصم توانى حمایتى! }} {{ب| برخیز حال زار یتیمان خود بپرس | کز غصّه هر که راست دل پر شکایتى }} {{ب| در هر مصیبتى، به نهایت نرفت صبر | الاّ درین بلا، که ندارد نهایتى }} {{ب| اى کوکب مراد من! از خاک سر بر آر | آخر تو را نه کوکبهاى بود و رایتى؟! }} {{ب| از دست دشمن تو شکایت کجا برم؟ | اى مونس کسان! که تو شاه ولایتى }} {{ب| در هجر، از هزار حکایت نمىشود | تا بامداد حشر، اداى حکایتى }} {{ب| خاکم به سر که ناله اهل و عیال تو | آخر نکرد در دل دشمن سرایتى }} {{ب| آتش به جان شمر بیفتد، چرا نکرد | بر حلق تشنۀ تو به آبى، رعایتى؟ }} {{ب| از بهر شست و شوى تنِ چاک چاک تو | جز آب دیده نیست در آبى کفایتى }} {{ب| ناگه به شمر دون نظرش ز آن میان فتاد | زد صیحهاى، که رعشه به هفت آسمان فتاد }} {{پایان شعر}}{{شعر}} {{ب| گفت:اى لعین، بیا و ز خشم خدا بترس | بر ما ترحّمى کن و، از مصطفى بترس }} {{ب| دست جفا، ز دامن آل على بدار | وز تاب آه و نالۀ خیر النّسا بترس }} {{ب| ظلم این قدر بر آل پیمبر روا مدار | اى ظالم! از تظلّم آل عبا بترس }} {{ب| گیرم حمیّت عرب اندر جهان نماند | از بیم طعنه عجم اى بیحیا! بترس }} {{ب| آتش به خیمهگاه شه کربلا مزن | وز شعلههاى سینه بریان، ما بترس }} {{ب| آب روان مکن ز لبِ تشنگان دریغ | وز سیل اشکِ دیدۀ گریان ما بترس }} {{ب| چندى چو شکوه از دل خونین ادا نمود | رو در مدینه کرد و، قیامت به پا نمود }} {{پایان شعر}}{{شعر}} {{ب| کاى باب نامدار! ببین حال زار ما | وز کین، هزار پاره تن تاجدار ما }} {{ب| اى بو تراب! سر به درآر از تراب و بین | بر جان بیقرار و دل داغدار ما }} {{ب| اطفال ما ز تشنهلبى مرده، و این عجب | که از دیدگان، دو جوىِ روان در کنار ما! }} {{ب| آخر لباس تیره ز سر دوخت تا به پاى | بختِ سیاه روزتر از روزگار ما... }} {{ب| بر حال ما مصیبت خود نشمرى به هیچ | گر بنگرى شمارِ غم بیشمار ما }} {{ب| بگسته باد سلسله نظم روزگار | کز هم گسست سلسله اعتبار ما... }} {{ب| دور است راه، خدا را بیا ز مهر | بر کن سفارش اطفال زار ما }} {{ب| ننشست چون ز شرح تظلّم دلش ز جوش | رو در بقیع کرد و، کشید از جگر خروش}} {{پایان شعر}}{{شعر}} {{ب| کاى مادر! این ضیاى دو چشم پر آب توست | این ماهىِ تپیده به خون، آفتاب توست }} {{ب| این گوهرى که سفته شد از صد هزار جاى | با نوک تیر و نیزه، عقیق خوشاب توست }} {{ب| این کوکبى که آمده بیش از ستارهاش | پیکان کین ز شست شیاطین شهاب توست }} {{ب| این شهسوار عرصه غم کز رکاب جان | پاى ظفر کشیده، شهید رکاب توست }} {{ب| این تاجدار کشور غربت که متّکى است | بر تخت خاک و خون، شه مالک رقاب توست }} {{ب| این جسم پاره پاره که در ملک نیستى | خرگه کشیده، خسروِ عالى جناب توست }} {{ب| این سبزه کز سموم حوادث فسرده است | ریحان دستپرور گلزار باب توست }} {{ب| این سوز ناله که از جگر شعلهناک طبع | در ماتم حسینِ تو دارد، «شباب» توست }} {{پایان شعر}}<br /> ====در مدیح و رثاى [[عباس ابن علی(ع)|حضرت عباس(ع)]]==== {{شعر}} {{ب| مرد عاشق بىسر و سودا و سامان بایدا | در طریق سهل و سختى هردو یکسان بایدا }} {{ب| بوستان راحتش را در بهارستان تن | ناله: رعد و، دیده: ابرو، گریه: باران بایدا }} {{ب| ز انبیا، از بوالبشر بگرفته تا خیر البشر | هر کرا شربى ز جام قرب یزدان بایدا }} {{ب| خسروِ کرب و بلا، اندر دیار کربلا | سر به نوک نیزه، تن در خاک غلتان بایدا }} {{ب| اندر آن وادى که موج فتنه خیزد فوج فوج | همچو عباسى، رهینِ پاسِ فرمان بایدا }} {{ب| شاه دین، ماه بنى هاشم، که درگاه جلال | آسمانش، آستانِ خیل دربان بایدا }} {{ب| کشتى نوح محبّت، خضر میدان بلا | موسىِ همت که از بیضاش، ثعبان بایدا }} {{ب| نفس معراج شهادت، لیلة الاسراى قرب | مصطفى شأنى که حسّانش ثناخوان بایدا }} {{ب| صفدر کرّار منصب، حیدر عمران نسب | کِش به صفّین جلالت چرخ میدان بایدا }} {{ب| معنىِ خُلق حَسن، مصداق: انّى مِن | لِوَحشَ الثدّه که درین معنیش برهان بایدا }} {{ب| آنکه گر شمشیر قهر آرد برون در روز رزم | آفرینش را سراسر ترک امکان بایدا }} {{ب| آنکه هستى ز التهاب تیغ تیزش در ستیز | توده خاکستر اندر شعله پنهان بایدا }} {{ب| چون بر آرى دست احسان روز جود از آستین | نهرى از عمّان فیضت بحر عمّان بایدا }} {{ب| طفل اجلالت چو دست آرد به چوگان جلال | از حقارت چرخ گردون کوى میدان بایدا }} {{ب| با چنین شوکت نمىدانم چرا جسمت ز کین | چاک چاک از خنجر و شمشیر و پیکان بایدا }} {{ب| پیکرى کز نازکى از لاله پهلو مىگرفت | یا رب! اندر خون چرا چون لاله غلتان بایدا؟ }} {{ب| بهر آبى آن که جان از دست و، دست از تن بداد | با چه جُرم آغشته در خون زار و عطشان بایدا؟ }} {{ب| زینب، آن خورشید عفّت را -که جاریه است- | سر چرا بىمعجر و، گیسو پریشان بایدا }} {{ب| گر کسى با چشم انصاف این مصیبت بنگرد | همچو من از دیدگان تا حشر گریان بایدا }} {{ب| روزگارا! خانهها ویران نمودى، لاجرم | زین ستم بر خاندانت خانه ویران بایدا }} {{ب| در گلستان مصیبت، بلبلى همچون «شباب» | در عزاى شاه مظلومان، غزلخوان بایدا }} {{ب| تا جهان را ز اقتضاى دور گردون پى ز پى | نور و ظلمت، رنج و راحت، وصل و هجران بایدا: }} {{ب| وقتِ احباب تو همچون گل قرین خرّمى | بخت اعداى تو چون سنبل پریشان بایدا <ref>همان،ص 155 تا 157.</ref> }} {{پایان شعر}} ==منابع== *[[کاروان شعر عاشورا|محمدعلی مجاهدی، کاروان شعر عاشورا، زمزم هدایت، ج۱ ، ص ۵۱۵-۵۱۹.]] ==پی نوشت== [[رده:شاعران]] <references />{{شاعران}} [[رده:شاعران فارسی زبان]] [[رده:شاعران ایرانی]] [[رده:شاعران قرن سیزدهم]]
خلاصه:
لطفاً توجه داشتهباشید که همهٔ مشارکتها در ویکی حسین منتشرشده تحت Creative Commons Attribution 4.0 در نظر گرفتهمیشوند (برای جزئیات بیشتر
ویکی حسین:حق تکثیر
را ببینید). اگر نمیخواهید نوشتههایتان بیرحمانه ویرایش و توزیع شوند؛ بنابراین، آنها را اینجا ارائه نکنید.
شما همچنین به ما تعهد میکنید که خودتان این را نوشتهاید یا آن را از یک منبع با مالکیت عمومی یا مشابه آزاد آن برداشتهاید (برای جزئیات بیشتر
ویکی حسین:حق تکثیر
را ببینید).
کارهای دارای حق تکثیر را بدون اجازه ارائه نکنید!
لغو
راهنمای ویرایشکردن
(در پنجرهٔ تازه باز میشود)
الگو:*
(
ویرایش
)
الگو:Navbox
(
ویرایش
)
الگو:ب
(
ویرایش
)
الگو:جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده
(
ویرایش
)
الگو:شاعران
(
ویرایش
)
الگو:شعر
(
ویرایش
)
الگو:پایان شعر
(
ویرایش
)
پودمان:Arguments
(
ویرایش
)
پودمان:Navbar
(
ویرایش
)
پودمان:Navbar/configuration
(
ویرایش
)
پودمان:Navbar/styles.css
(
ویرایش
)
پودمان:Navbox
(
ویرایش
)
منوی ناوبری
ابزارهای شخصی
به سامانه وارد نشدید
بحث
مشارکتها
ورود
فضاهای نام
صفحه
بحث
فارسی
بازدیدها
خواندن
ویرایش
ویرایش مبدأ
نمایش تاریخچه
بیشتر
جستجو
ناوبری
صفحهٔ اصلی
تغییرات اخیر
مقالهٔ تصادفی
دربارهٔ ویکی حسین
تماس با ما
شیوهنامه
ابزارها
پیوندها به این صفحه
تغییرات مرتبط
بارگذاری پرونده
صفحههای ویژه
اطلاعات صفحه
پایگاههای دیگر
ویکی حج
ویکی پاسخ
تعداد مداخل
۳٬۵۵۲